![]() |
![]() |
|
| ... |
|
بخوان مرا .منم پروردگارت. خالقت از ذره ای نا چیز . صدایم کن مرا،آموزگار قادر خود را . قلم را،من هدیه ات کردم. بخوان مرا.منم معشوق زیبایت.منم نزدیکتر از تو به تو . اینک صدایم کن؛ رها کن غیر ما را سوی ما باز آ. منم پروردگار پاک بی همتا . منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم . تو بگشا گوش دل . پروردگارت با تو می گوید تو را ؛ در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد بساط روزی خود را به من بسپار . رها کن غصه یک لقمه نان و آب فردا را . تو راه بندگی طی کن عزیزا. من خدایی خوب می دانم . تو دعوت کن مرا بر خود . به اشکی، یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم . طلب کن خالق خود را. بجو ما را تو خواهی یافت که عاشق می شوی بر ما و عاشق می شوم بر تو . که وصل عاشق و معشوق هم عالمی دارد .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت توسط محبوبه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|